چگونه در محل کار شادتر باشیم؟

اینشتین هرگز تلاش نمی‌کرد «همه را در کار لِه کند»؛ شاید شما هم نباید چنین کاری کنید.

بخش بزرگی از زندگی ما در محل کار می‌گذرد. اگر هر روز با احساس فشار، بی‌احترامی، حجم کار طاقت‌فرسا یا تعارض با همکاران سر کار بروید، طبیعی است که این وضعیت نه‌تنها عملکردتان، بلکه کیفیت کل زندگی‌تان را تحت تأثیر قرار دهد.

اما آیا می‌توان بدون تغییر شغل، احساس رضایت و شادی بیشتری در کار تجربه کرد؟ پژوهش‌های روان‌شناسی پاسخ مثبتی به این سؤال می‌دهند. در ادامه با چند راهکار آشنا می‌شویم که می‌توانند تجربه کاری شما را عمیق‌تر، معنادارتر و لذت‌بخش‌تر کنند.

۱. ابتدا مشخص کنید «زندگی خوب» از نگاه شما یعنی چه؟

پژوهش‌ها نشان می‌دهند افراد معمولاً یکی از سه رویکرد زیر را در زندگی و کار دنبال می‌کنند:

الف) جست‌وجوی شادی

این افراد معمولاً شغلی را ترجیح می‌دهند که استرس کمتری داشته باشد. داشتن روابط دوستانه با همکاران، محیطی آرام و امکان جدا کردن زندگی شخصی از کار برایشان اهمیت زیادی دارد. آن‌ها دوست ندارند پس از پایان ساعت کاری همچنان ذهنشان درگیر مسائل شغلی باشد.

ب) جست‌وجوی معنا

برای این گروه، مهم‌ترین مسئله این است که کارشان ارزشی فراتر از دریافت حقوق داشته باشد. آن‌ها می‌خواهند فعالیتشان با ارزش‌های شخصی‌شان همسو باشد و احساس کنند کاری که انجام می‌دهند، به بهبود زندگی دیگران یا جامعه کمک می‌کند.

ج) جست‌وجوی غنا و تنوع

این مفهوم شاید در نگاه اول کمی نامأنوس باشد. منظور از «غنا» افرادی هستند که عاشق تجربه‌های متنوع‌اند. آن‌ها از یادگیری مهارت‌های جدید، حل مسائل پیچیده، مواجهه با چالش‌های تازه و یافتن راه‌حل‌های خلاقانه انرژی می‌گیرند. یکنواختی و تکرار، انگیزه آن‌ها را کاهش می‌دهد.

اکنون از خودتان بپرسید:

کدام‌یک از این سه مورد برای من مهم‌تر است؟

پاسخ این سؤال می‌تواند به شما کمک کند نه‌تنها شغل مناسب‌تری انتخاب کنید، بلکه حتی در همان شغل فعلی نیز تغییراتی ایجاد کنید تا رضایت بیشتری تجربه کنید.


۲. شغل خود را متناسب با خودتان «بازطراحی» کنید

در روان‌شناسی سازمانی مفهومی به نام Job Crafting یا «بازطراحی شغل» وجود دارد.

منظور این نیست که شغل خود را عوض کنید؛ بلکه به‌تدریج شیوه انجام کار، مسئولیت‌ها، ارتباطات یا حتی نگاهتان به کار را طوری تغییر دهید که با شخصیت، توانایی‌ها و علایق شما هماهنگ‌تر شود.

گاهی این تغییر بسیار ساده است؛ مثلاً اگر تمرکز بیشتری در خانه دارید، بخشی از کارها را دورکاری انجام دهید یا مسئولیت‌هایی را بپذیرید که با نقاط قوتتان همخوانی بیشتری دارند.

اما بازطراحی شغل فقط به راحت‌تر شدن کار محدود نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند باعث شود کارتان ارزشمندتر به نظر برسد.

یک مثال جالب

فرض کنید فروشنده خودروهای مسافرتی هستید. معمولاً عملکرد فروشندگان با میزان فروش یا موفقیت در ترغیب مشتری به خرید مدل‌های گران‌تر سنجیده می‌شود؛ هدفی که شاید چندان الهام‌بخش نباشد.

اما فروشنده‌ای را تصور کنید که علاوه بر فروش، برای هر مدل خودرو ویدئوهای آموزشی بسیار دقیق و صادقانه در یوتیوب تولید می‌کند.

این ویدئوها به مشتریان کمک می‌کنند پیش از مراجعه به نمایشگاه، گزینه‌های مختلف را بهتر مقایسه کنند، استرس تصمیم‌گیری را کاهش دهند و با آگاهی بیشتری خرید کنند.

در نتیجه، او هم فروش بیشتری دارد و هم احساس می‌کند واقعاً برای مشتریان ارزش خلق کرده است.

همین تغییر در نگرش، شغل او را معنادارتر کرده است.

به‌ویژه افرادی که به دنبال معنا یا غنای تجربه هستند، زمانی رضایت بیشتری احساس می‌کنند که نتیجه کارشان برای دیگران ارزش واقعی ایجاد کند.


۳. اسیر فرهنگ «همیشه بیشتر کار کن» نشوید

در سال‌های اخیر فرهنگی شکل گرفته که گویی ارزش هر فرد را با میزان مشغول بودن او می‌سنجند.

اگر همیشه خسته‌ای، آخر هفته هم کار می‌کنی و نیمه‌شب ایمیل پاسخ می‌دهی، یعنی موفقی!

این همان چیزی است که به آن فرهنگ هاسل (Hustle Culture) گفته می‌شود.

اما این فرهنگ نه یک قانون طبیعی است و نه در همه کشورها و فرهنگ‌ها وجود دارد.

وقتی همه اطرافیان مدام از اضافه‌کاری، بی‌خوابی و مشغول بودن صحبت می‌کنند، ممکن است تصور کنید تنها راه موفقیت همین است.

در حالی که چنین الزامی وجود ندارد.

نویسنده برای مقابله با این ذهنیت جمله‌ای ساده اما ماندگار را پیشنهاد می‌کند:

«اینشتین هیچ‌وقت تلاش نمی‌کرد در محل کار همه را شگفت‌زده کند یا رکورد بزند.»

آنچه اینشتین را پیش می‌برد، علاقه عمیق او به فهم جهان بود، نه رقابت برای بیشتر کار کردن.


کارتان را مانند یک «هنر» ببینید

نگاه کردن به شغل به‌عنوان یک «حرفه هنرمندانه» می‌تواند کیفیت کار و میزان رضایت شما را متحول کند.

فرقی نمی‌کند معلم باشید، حسابدار، نویسنده، باغبان یا مدیر منابع انسانی.

وقتی کارتان را یک هنر بدانید:

  • مشتاق یادگیری مهارت‌های جدید می‌شوید.
  • از دریافت بازخورد استقبال می‌کنید.
  • به دنبال بهتر شدن هستید، نه صرفاً بیشتر کار کردن.
  • با افراد مختلف ارتباط برقرار می‌کنید تا از آن‌ها بیاموزید.

این نگاه علاوه بر افزایش کیفیت عملکرد، تاب‌آوری شما را نیز در برابر فشارهای کاری افزایش می‌دهد.


اگر محیط کار واقعاً سمی باشد، مشکل از شما نیست

البته همه مشکلات را نباید به خودمان نسبت دهیم.

اگر فرهنگ سازمانی واقعاً سمی است، راه‌حل صرفاً این نیست که خودتان را تغییر دهید.

مثلاً اگر مدیرتان انتظار دارد در تعطیلات یا نیمه‌شب به ایمیل‌ها پاسخ دهید، یا دائماً مرز بین زندگی شخصی و کار را نادیده می‌گیرد، مسئله از شخصیت یا مهارت‌های شما نیست؛ بلکه مشکل در فرهنگ سازمان است.

در چنین شرایطی پرسیدن این سؤال که:

«چطور خودم را تغییر دهم تا بتوانم در این محیط دوام بیاورم؟»

سؤال درستی نیست.

همان‌طور که از فردی که در یک رابطه آزاردهنده قرار دارد نمی‌توان انتظار داشت با تغییر رفتار خود، خشونت طرف مقابل را متوقف کند.

مسئولیت رفتارهای ناسالم دیگران بر عهده شما نیست.

به همین دلیل، مقالات توسعه فردی زمانی مفید هستند که میان مشکلات فردی و مشکلات ساختاری تفاوت قائل شوند؛ زیرا در غیر این صورت، ممکن است افراد بی‌دلیل خود را مقصر بدانند.

جمع‌بندی

شاد بودن در محل کار، صرفاً به میزان حقوق یا عنوان شغلی وابسته نیست. شناخت آنچه واقعاً برای شما ارزشمند است، بازطراحی هوشمندانه شغل، فاصله گرفتن از فرهنگ فرساینده «همیشه بیشتر کار کن» و نگاه کردن به کار به‌عنوان فرصتی برای رشد و خلق ارزش، می‌تواند تجربه کاری شما را به‌طور چشمگیری تغییر دهد.

در عین حال، نباید فراموش کنیم که همه مشکلات را نمی‌توان با تغییر نگرش حل کرد. اگر محیط کار ناسالم و سمی است، مسئولیت اصلاح آن تنها بر دوش کارکنان نیست و سازمان نیز باید در ایجاد محیطی سالم، انسانی و احترام‌آمیز نقش خود را ایفا کند.


منبع

LePine, A. (2022, March 17). How to Be Happy at Work: Einstein wasn’t trying to “crush it” at work. You shouldn’t either. Psychology Today.

لینک مقاله اصلی:
https://www.psychologytoday.com/us/blog/the-healthy-journey/202203/how-be-happy-work

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *